تبلیغات
آکورد گیتار برای آهنگ های پاپ - مصاحبه با شهرداد روحانی
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر :سلام دوست عزیز. به این وبلاگ خوش اومدین؛ در صورت آنلاین نبودن من، پذیرای آفلاین های شما هستم

نظرسنجی
به نظر شما برجسته ترین گیتاریست ایرانی حال حاضر کیه؟






آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ

تبلیغات
make avatar
لینك به ما


آب و هوای چند شهر ایران

تهرانClick for Tehran, Iran Forecast

اصفهانClick for Esfahan, Iran Forecast

مشهد

Click for Mashhad, Iran Forecast

شیراز

Click for Shiraz, Iran Forecast

اهواز

Click for Ahwaz, Iran Forecast

تبریز

Click for Tabriz, Iran Forecast

قزوین

Click for Ghazvin, Iran Forecast

کیش

Click for Kish Island, Iran Forecast

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

افراد آنلاین:

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

چت کاربران وبلاگ

شنبه 8 بهمن 1384
مصاحبه با شهرداد روحانی

اوایل پاییز سال ،۱۳۸۰ زمانى كه روزنامه هاى پایتخت پیش خبراجراى اركستر سمفونیك تهران را به رهبرى «شهرداد روحانى» رهبر اركستر ایرانى الاصل مقیم آمریكا منتشر كردند زبان هاى بسیارى به انتقاد گشوده شد. بسیارى از موسیقى شناسان ایرانى معتقد بودند كه شهرداد روحانى موقعیت جهانى خود را با رهبرى یك اركستر ضعیف و رو به اغما به خطر خواهد انداخت.

 


 اركسترى كه همچون یك بیمار در حال احتضار محكوم بود رپرتوارهاى بایگانى شده در كتابخانه محقر تالار وحدت را كه مسئولانش حتى زحمت گردگیرى آن را هم به خود هموار نمى كردند، براى سومین و چهارمین بار اجرا كند. حالا همین اركستر قرار بود روزهاى ۲۵ ، ۲۶ و ۲۷ آبان ۱۳۸۰ «سمفونى دنیاى نو» اثر آنتونین دورژاك را به رهبرى شهرداد روحانى اجرا كند.


 طفلك نوازندگان اركستر كه آنها هم در گیجى به سر مى بردند... پایان اجراى اركستر در نخستین شب كنسرت، صداى هلهله تشویق كسانى كه از دو هفته قبل بلیت كنسرت را نه به خاطر اجراى اركستر سمفونیك تهران بلكه به خاطر دیدن شهرداد روحانى و زنده نگاه داشتن خاطره شیرین كنسرت آكروپولیس، پیش خرید كرده بودند، توجه رانندگانى را كه از خیابان استاد شهریار مى گذشتند به خود جلب مى كرد. ۱۰۰۰ نفر یكصدا شهرداد روحانى و نوازندگان را تشویق مى كردند.


            


واقعیت اینكه سپاس آنها نثار شهرداد روحانى شد كه قدیمى ترین اركستر علمى كشور را از مرگ حتمى نجات داد و اركستر سمفونیك تهران مورد تشویق شنوندگانى قرار گرفت كه بیشتر قصد دلجویى داشتند از نوازندگانى كه ناخواسته در محاق فراموشى گرفتار آمده بودند... امروز چهار سال از آن زمان مى گذرد. در چهار سال گذشته، شهرداد روحانى هر سال و در اوان تابستان به ایران آمده و كنسرتى با اركستر سمفونیك تهران اجرا كرده است.


 تنها، مرور قطعاتى كه او در برنامه اركستر جا داده كافى است كه زبان به تحسین ناجى اركستر سمفونیك تهران گشوده شود. - پرنده آتشین (ایگور استراوینسكى)، سوئیت شهرزاد (ریمسكى كورساكف)، بیژن و منیژه (حسین دهلوى)، سمفونى دنیاى نو (آنتونین دورژاك)، كارمینابورانا (كارل ارف)، كنسرتو پیانو شماره ۲ (فردریك شوپن)، پرگینت (ادوارد گریك) و...



پنجمین حضور او در تهران، تیرماه امسال بود كه اورتور هلندى سرگردان (ریچارد واگنر)، بخش هایى از سوئیت فندق شكن (پیتر ایلیچ چایكوفسكى)، سوئیت جنگ ستارگان و برخورد با مقدرات (جان ویلیامز) را با اركستر سمفونیك تهران اجرا كرد


. مهمترین دستاورد ۵ بار حضور شهرداد روحانى این بود كه به سیاستگزاران موسیقى كه هرساله از سر منت بودجه ناچیز اركستر سمفونیك تهران را تصویب مى كردند ثابت كرد كه این اركستر «باید» بماند و براى ماندنش «باید» هزینه شود و نوازندگان اركستر سمفونیك تهران «مى توانند» بهترین باشند و «مى توانند»  از واگنر هم اجرا كنند حتى اگر آن قطعه، اورتور هلندى سرگردان باشد...

•آقاى روحانى شما بعد از ۵ كنسرت كه با اركستر سمفونیك تهران داشتید به مخاطبان اركستر و بسیارى از متولیان موسیقى ثابت كردید كه این اركستر مى تواند قطعات واگنر را هم اجرا كند، حتى اگر قطعه كوتاهى مثل «اورتور هلندى سرگردان» باشد.
بله و خوب هم مى تواند اجرا كند.



•اجازه بدهید گفت وگو را اینگونه آغاز كنیم كه توقع مخاطبان و متولیان موسیقى از اركستر سمفونیك تهران این نبود كه بتواند قطعاتى مثل پرنده آتشین استراوینسكى یا سوئیت شهرزاد ریمسكى كورساكف را اجرا كند. اركستر سمفونیك تهران «وجود» داشت چون مى باید «وجود» مى داشت. اما شما با پروگرام چهار سال اخیر این توقع را تغییر دادید...
من به خاطر دارم زمانى كه پرنده آتشین را تمرین مى كردیم چند نفر از استادان موسیقى كه اتفاقاً بسیار هم شناخته شده هستند به من گفتند كه تو وقتت را تلف مى كنى مگر ممكن است اركستر سمفونیك تهران بتواند پرنده آتشین را اجرا كند. من مى دانستم كه این قطعه در زمان حضور آقاى فرهاد مشكات اجرا شده بود ولى این مربوط به سال هاى پیش از انقلاب و زمانى بود كه نوازندگان خارجى در اركستر حضور داشتند و به هر حال من به آن موسیقیدان گفتم شما مى توانید یكى از شب ها بیایید و اجراى ما را ببینید، چون به نتیجه كار اركستر اطمینان داشتم.


آن موسیقیدان به كنسرت آمد و در زمان تنفس به پشت صحنه آمد، مرا در آغوش گرفت و در حالى كه اشك در چشمانش جمع شده بود به من گفت «من براى اولین بار احساس كردم كه در یك سالن اروپایى و با اجراى یك اركستر سمفونیك اروپایى این قطعه را مى شنوم.»


مهمترین نكته این است كه رهبر اركستر موقعیت اعضاى اركستر، كمبودهاى آنان و عوامل موجب پیشرفت آنان را بشناسد كه خوشبختانه من احساس مى كنم این نكات را با گوشت و پوست خود لمس كردم و به همین دلیل نتیجه كار آنى شد كه شما شنیدید.


           


•اورتور هلندى سرگردان واگنر را با چه هدفى انتخاب كردید؟
من همیشه وقتى براى اجراى اركستر برنامه ریزى مى كنم و به خصوص براى اركستر سمفونیك تهران، در نظر مى گیرم قطعاتى انتخاب كنم كه اركستر تا به حال نزده باشد. چون لازم است كه یك اركستر سمفونیك قطعات جدید را تجربه كند و نكات تازه یاد بگیرد. اركستر سمفونیك تهران هم در طول مدت فعالیتش تا امروز، هیچ قطعه اى از واگنر اجرا نكرده بود.



•بله چه در سال هاى قبل از انقلاب و چه سال هاى بعد.
البته شاید زمانى كه اركستر اپرا داشتیم اجرا كرده باشند اما اركستر سمفونیك تهران اجرا نكرده است. مى دانید كه طى این سال ها هم اعضاى اركستر تغییر كرده اند و تعداد انگشت شمارى از نوازندگان قدیمى باقى مانده اند.


 به شما اطمینان مى دهم كه دفعه بعد اگر رهبر اركستر دیگرى بخواهد قطعه اى از واگنر اجرا كند، اركستر سمفونیك تهران بسیار راحت تر آن را اجرا خواهد كرد و به جرات مى توانم بگویم كه این یعنى پیشرفت. زمانى كه نوازندگان با یك قطعه از یك آهنگساز آشنا مى شوند براى اجراى قطعات بعدى او آمادگى پیدا مى كنند.



•انتخاب قطعات دیگر چگونه بود؟ باله قندق شكن، جنگ ستارگان و برخورد با مقدرات...
باله قندق شكن هم ظاهراً سال هاى پیش از انقلاب اجرا شده بود. جنگ ستارگان هم قطعه تازه اى بود كه از نظر تكنیك نوازندگى بسیار دشوار است اما یك قطعه عالى است چون براى هر گروه  سازى، آموزه هاى جالب و دشوارى دارد.


و اركستر سمفونیك تهران هر دو قطعه از جان ویلیامز را بسیار عالى اجرا كرد. این دو قطعه در سطح بسیار بالایى از نظر كیفیت قرار دارند و بنابراین اجرایشان هم باید در سطح خیلى بالایى باشد. متاسفانه تعداد تمرین هاى من خیلى كم بود.


 ما مى باید ۸ تمرین مى داشتیم كه در روز آخر تمرین، برق تالار قطع شد و ما تمرین را بعد از ۱۰ دقیقه قطع كردیم و در واقع ۷ تمرین داشتیم. ۷ تمرین براى برنامه اى به این سنگینى و براى اركسترى كه تا به حال این قطعات را اجرا نكرده بسیار بسیار كم بود.


اما معیار دیگر براى انتخاب این قطعات این بود كه مثلاً موسیقى واگنر، روى داستان نوشته شده اما براى اپرا. موسیقى چایكوفسكى هم روى داستان نوشته شده اما براى باله. جنگ ستارگان و برخورد با مقدرات هم موسیقى فیلم است اما براساس داستان نوشته شده در واقع من مى خواستم مجموعه اى از موسیقى تصویرى درست كنم اما از آهنگسازان متفاوت.


ما واگنر و چایكوفسكى را به عنوان آهنگسازان كلاسیك مى شناسیم و جان ویلیامز را به عنوان آهنگساز فیلم. با اینكه جان ویلیامز آثار موسیقى بسیار نوشته اما شهرتش بیشتر به عنوان آهنگساز فیلم است. به نظر من برنامه با اینكه دوره هاى مختلف را در برمى گرفت اما از یك همخوانى برخوردار بود.



•البته من طى پنج برنامه اى كه شما اجرا كرده اید متوجه شده ام كه شما علاقه خاصى به موسیقى تصویرى دارید. حالا این علاقه هم ارتباط پیدا مى كند با یكى از تخصص هاى شما كه آهنگسازى فیلم است ضمن اینكه به نظر مى رسد موسیقى رمانتیك و قرن بیستم را به موسیقى دوره كلاسیك یا آتونال ترجیح مى دهید.
من فكر مى كنم كه نوازندگان در طول سال قطعات دوران كلاسیك را كار مى كنند. شنیده ام كه گروهى هم به طور خاص موسیقى مدرن كار مى كنند اما مهم این است كه من باید با آن موسیقى رابطه برقرار كنم تا بتوانم حس آن را منتقل كنم.


 من با موسیقى رمانتیك و قرن بیستم راحت تر هستم و درصد زیادى از نوازندگان اركستر سمفونیك تهران هم جوانان هستند و جوانان باید انگیزه تمرین و آموختن و كسب تجربه پیدا كنند. به نظر من این نوع موسیقى در حال حاضر بیشتر ایجاد انگیزه مى كند.


      


•آقاى روحانى، شما اولین و تنها رهبر اركسترى هستید كه قطعات موسیقى فیلم را در پروگرام اركستر سمفونیك تهران گنجانده اید. یادم هست كه در اولین سال اجرا با اركستر سمفونیك تهران، شما قطعه اى از جان ویلیامز را اجرا كردید كه موسیقى متن فیلم «نجات سرباز رایان» بود. مواجهه نوازندگان با اجراى قطعات موسیقى فیلم چگونه است؟
برایشان بسیار جالب است و با عشق و علاقه قطعه را دنبال مى كنند. مى دانید كه موسیقى فیلم بسیار باارزش است البته نه تمام موسیقى هاى فیلم، جالب است بگویم كه واگنر هم موسیقى فیلم نوشته است.


آهنگساز وقتى براى صحنه موسیقى مى نویسد در واقع موسیقى فیلم نوشته است. توجه كنیم كه ۲۰۰ سال پیش صنعت سینما نبوده اما مثلاً ۱۰۰ سال پیش از قطعات واگنر و آهنگسازان كلاسیك براى همراهى با سكانس هاى فیلم استفاده شده است.


بسیارى از آهنگسازان موسیقى كلاسیك مثل پروكوفیف، شوستاكوویچ و حتى استراوینسكى موسیقى فیلم نوشته اند. زمانى به استراوینسكى از طرف كمپانى دیسنى پیشنهاد شد كه براى فیلم «فانتزیا» موسیقى بسازد.


او قبول كرد منتها سر دستمزد ایشان اختلاف نظر بود كه استراوینسكى دستمزد خیلى بالایى مى خواست و كمپانى نمى توانست پرداخت كند. در نتیجه استراوینسكى با دریافت مبلغ كمترى اجازه مى دهد كه موسیقى «پرستش بهار» براى یك صحنه از فیلم فانتزیا استفاده شود.


 موسیقى فیلم خوب، هیچ فرقى با موسیقى اپرا و باله ندارد و به همان اندازه مى تواند باارزش باشد. نوازندگان اركستر سمفونیك تهران هم واكنش بسیار مثبتى داشته اند و حتى خودشان پیشنهاد مى دادند كه چرا مثلاً  ما فلان قطعه را نمى زنیم.


 حتى چند نفر مى گفتند كه ما چند بار باید مثلاً سمفونى هفت بتهوون را بزنیم و خسته شده بودند. البته اجراى تمام این قطعات لازم است اما فعلاً ما در شرایطى هستیم كه باید با در نظر گرفتن تمام جوانب كار كنیم. نوازندگان، جوان هستند و انرژى زیادى دارند. باید آنان را نسبت به ادامه كار علاقه مند كرد و یكى از راه ها این است كه قطعات مورد علاقه آنان انتخاب شود.



•انتخاب دو قطعه موسیقى فیلم هاى «جنگ ستارگان» و «برخورد با مقدرات» چه دلیلى داشت و روند تمرینات این دو قطعه چگونه پیش رفت؟
در حال حاضر قطعه جنگ ستارگان به دلیل اكران دوباره فیلم در سطح دنیا در حال اجرا است. البته از جنگ ستارگان دو نسخه ساخته شده اما موسیقى متن دو نسخه هیچ فرقى با یكدیگر ندارد.


آهنگساز، یكى است و از یك تم واحد استفاده كرده است ولى اتفاقاً موسیقى نسخه اصلى فیلم در حال حاضر توسط اركسترهاى جهان اجرا مى شود. جان ویلیامز این موسیقى را به فرم سوئیت نوشته و در واقع قسمت هایى از موسیقى فیلم را در كنار یكدیگر قرار داده است و یك سوئیت سه قسمتى خلق كرده است. من زمانى كه پروگرام اركسترهاى سمفونیك را مرور مى كردم متوجه شدم كه اركسترهایى مثل «اركستر سمفونیك بوستون» هم قرار است این قطعه را اجرا كند.


با وجود آ نكه مى دانستم كه قطعه دشوارى است اما مى خواستم به نوازندگان بگویم كه ببینید، همزمان، همكاران شما در كشورهاى دیگر هم این قطعه را اجرا خواهند كرد. اما چون فكر مى كردم كه در كنار موسیقى شناخته شده فیلم، چه خوب است كه موسیقى از قسمت دیگر فیلم هم اجرا شود، برخورد با مقدرات را انتخاب كردم.


در واقع این قطعه موسیقى قسمت دیگرى از فیلم جنگ ستارگان بوده كه البته نام متفاوتى دارد. اما در مورد وضعیت تمرینى این دو قطعه؛ طبیعى است كه تمرین اول، امیدواركننده نبود اما من این روند را مى شناختم.


مى دانستم كه ما در جاهایى اشكال خواهیم داشت بنابراین برنامه را به گونه اى تنظیم كردم كه بتوانم جداگانه با هر گروه سازى و حتى در صورت لزوم با هر نوازنده كار كنم. اما مى دانستم كه نتیجه، در نهایت بسیار عالى خواهد بود و من واقعاً از نتیجه كار راضى بودم.



•شنیده ام كه برخى از آهنگسازان موسیقى فیلم معتقدند كه موسیقى فیلم خوب، آن موسیقى است كه وقتى مردم از سالن سینما بیرون مى آیند آن موسیقى را با خودشان زمزمه كنند. آیا شما با توجه به اینكه یكى از گرایش هاى مورد علاقه تان موسیقى فیلم است، به چنین تفكرى معتقد هستید؟
البته یكى از موفقیت هاى آهنگساز این است كه مردم، تم اصلى را به یاد سپرده باشند.



•آیا شما هم در زمان نوشتن موسیقى بازى هاى آسیایى بانكوك با توجه به اینكه یك بار هم گفته بودید كه ترجیح مى دهید موسیقى شما را میلیون ها نفر بشنوند تا یك جمع كوچك در یك سالن كنسرت، چنین معیارى را در نظر داشتید؟
واقعاً خیر. البته آهنگسازان همیشه این قصد را ته ذهنشان دارند. اما براى نوشتن موسیقى بازى هاى آسیایى بانكوك آنچه كه مدنظر من بود این كه باید آن فضا را در ذهنم مجسم مى كردم كه یك استادیوم خیلى بزرگ هست و این موسیقى مى باید بسیار هیجان مى داشت، چون براى یك واقعه ورزشى نوشته مى شد و ورزش هم یك پدیده متحرك و سریع است.


نوشتن با چنین منظورى با نوشتن موسیقى براى فیلم متفاوت است. به هر حال فیلم، مدت زیادى در اكران است و بعد به صورت ویدئو یا دى وى دى تكثیر مى شود و مردم به كرات فیلم را مى بینند. آهنگساز فیلم مى داند كه موسیقى او بارها تكرار خواهد شد و شانس به یادماندنش بسیار بیشتر است.


اما موسیقى بازى هاى آسیایى كه من نوشتم فقط در روز افتتاحیه اجرا شد. البته بعدها سى دى آن به بازار آمد و مورد استقبال هم قرار گرفت اما من زمانى كه قطعه را مى نوشتم هیچ گاه به این فكر نكردم كه این موسیقى باید در ذهن مردم بماند. من در نظر داشتم كه این جریان ورزشى باید در موسیقى من منعكس شود اما خوشبختانه تم اثر بسیار قابل هضم است و به نظرم قابلیت به یاد ماندن را هم دارد.



•البته شما زمانى كه براى فیلم موسیقى مى نویسید مى خواهید بیننده را آماده كنید تا با تصاویر فیلم ارتباط برقرار كند. این فرض هم هست كه تماشاگر آنقدر در تصاویر فیلم محو شود كه اصلاً موسیقى را نشنود. موسیقى بازى هاى آسیایى هم باید مخاطبان را براى ورود به فضاى آن واقعه ورزشى آماده مى كرد. پس مى توانست معیار مشتركى با موسیقى فیلم داشته باشد.
بله كاملاً من باید فضاى بازى هاى ورزشى را در موسیقى نشان مى دادم آن هم به مدت ۲ دقیقه و ۲۰ ثانیه. منتها من تصویرى نداشتم و تصویر را در ذهنم مجسم كردم كه مردم در یك استادیوم نشسته اند و آتش بازى هست و... البته دست من بسته بود چون من برخلاف آهنگساز فیلم هیچ پس زمینه ذهنى از آنچه اتفاق خواهد افتاد نداشتم.


          


•شما در زمان دانشجویى، به عنوان شاگرد و دستیار، مدتى را با «هنرى منچینى» كار كردید. مى خواهم كه به آن زمان بازگردید و از خاطرات آن زمان یك تصویر ذهنى داشته باشید. كار كردن با منچینى چقدر در شما تاثیر گذاشت؟
زمانى كه در ایران و در هنرستان موسیقى ملى تحصیل مى كردم، كتابى از هنرى منچینى منتشر شده بود. یادم هست كه حدود ۳۵ سال پیش انتشار این كتاب در سراسر دنیا بسیار خبرساز بود چون نخستین كتابى بود كه براى اركستراسیون و آرانژمان موسیقى جاز و موسیقى فیلم نوشته شده بود و نوار كاست داشت یعنى براى شنیدن مثال هایى كه در هر صفحه آمده بود مى توانستید به نوارها گوش دهید.


تا آن زمان چنین كتابى منتشر نشده بود البته كتاب هاى اركستراسیون بود مثل كتاب «ریمسكى كورساكف» یا كتاب «موریس راول» اما بیشتر كتاب ها در زمینه اركستراسیون موسیقى كلاسیك بود كه من آنها را مطالعه كرده بودم.


هنرى منچینى نخستین آهنگسازى بود كه چنین كتابى نوشته بود و من از همان سن ۱۱ ، ۱۲ سالگى كه این كتاب را خواندم به منچینى بسیار علاقه مند شدم. منچینى ایتالیایى تبار بود و به آمریكا مهاجرت كرده بود، از موسیقیدان هاى بنام و تحصیلكرده اى كه پیش زمینه تحصیل موسیقى كلاسیك داشت اما علاقه اش به موسیقى جاز و موفقیتش در این زمینه بسیار زیاد بود و به خصوص در موسیقى هاى فیلم كه نوشته از موسیقى جاز هم استفاده كرده و به همین سبب جایگاه و احترام بسیار خاصى دارد.


 مطالعه كتاب منچینى به من بسیار كمك كرد و زمانى كه براى ادامه تحصیل به وین رفتم همزمان كه در آكادمى موسیقى وین، موسیقى كلاسیك مى خواندم در كنسرواتوار وین هم موسیقى جاز و آرانژمان براى موسیقى جاز مى خواندم كه به خاطر اطلاعاتى كه از قبل داشتم به سرعت پیش رفتم.


دانشگاه وین اركستر بزرگى داشت كه در پایان سال تحصیلى قطعات آهنگسازان معروف موسیقى جاز را اجرا مى كرد. تا آن زمان هیچ گاه مرسوم نبود كه در این برنامه از قطعات دانشجویان هم استفاده شود. هرچند كه نوازندگان اركستر، دانشجویان همان دانشگاه بودند. من آرانژمانى از یك قطعه بسیار معروف آمریكایى نوشته بودم و براى آنسامبل جاز دانشگاه تنظیم كرده بودم و زمانى كه استادم این قطعه را دید به قدرى از آن خوشش آمد كه گفت ما این قطعه را در كنسرت پایان سال اجرا خواهیم كرد. یادم هست كه قرار بود در برنامه پایان سال قطعاتى از دوك الینگتون و دیگر آهنگسازان معروف جاز اجرا شود.



•خیلى جالب بوده كه نام یك دانشجو در كنار نام دوك الینگتون قرار بگیرد...
بله بسیار جالب بود... بعد از آن زمانى كه براى تحصیل در رشته آهنگسازى فیلم به آمریكا رفتم، مستركلاس هایى در دانشگاه UCLA توسط هنرى منچینى، جرى گلداسمیت و جان ویلیامز برگزار مى شد. من از همان زمان كه در دانشگاه UCLA تحصیل را آغاز كردم از نزدیك با منچینى آشنا شدم. در چندین پروژه با آقاى منچینى به عنوان دستیار همكارى داشتم و ایشان لطف عجیبى به من داشت و به خصوص تلاش مى كرد كه مرا به جامعه آمریكایى معرفى كند. تقدیرنامه اى از ایشان دارم كه به عنوان یكى از یادگارهاى باارزش نگهدارى مى كنم و ایشان نظر خود را راجع به كار من نوشته است. معمولاً سعى مى كنم در اجراهایم، قطعاتى از ایشان را هم انتخاب كنم.

 

مصاحبه با شهرداد روحانی قسمت دوم :

از سن ۵سالگی با پیانو آشنا شدم. از آنجا كه پدرم ویولنیست بود علاقه داشت كه من نواختن سازویولن را هم فرابگیرم. از سن ۱۰ سالگی كه به هنرستان موسیقی ملی تهران می رفتم نواختن ویولن را آغاز كردم اما در كنار نوازندگی، آهنگسازی هم می كردم.

 


جالب است امروز كه به سالهای گذشته نگاه می كنم، می بینم كه عشق و علاقه من همیشه معطوف به آهنگسازی بوده است. البته در حاشیه هم، نوازندگی سازهای پیانو و ویولن را در حدی فراگرفتم كه لااقل قطعات خودم و دیگر آهنگسازان را بخوبی اجرا كنم. در این سالها در رشته رهبری اركستر هم تحصیل كردم و امروز به صورت حرفه ای به رهبری اركستر مشغول هستم.



اما زمانی كه در تهران فارغ التحصیل شدم ... به اتریش رفتم و در آكادمی موسیقی وین، در رشته رهبری اركستر و آهنگسازی ثبت نام كردم. آكادمی موسیقی وین وكنسرواتوار، دو مركز معتبر برای تحصیل موسیقی كلاسیك هستند و البته آكادمی، در درجه ای بالاتر از كنسرواتوار قراردارد. در آن زمان در كنسرواتوار وین مباحثی تدریس می شد كه در آكادمی به آنها نمی پرداختند. مثل تنظیم ملودی برای موسیقی جاز و نوازندگی پیانوی جاز. من در زمانی كه در آكادمی موسیقی تحصیل می كردم در كنسرواتوار هم این درسها را فراگرفتم چون علاقه مند بودم كه با تمام فرمهای موسیقی آشنا شوم.


پس از آنكه تحصیلاتم در اتریش به پایان رسیده، برای ادامه تحصیل در رشته آهنگسازی و رهبری موسیقی فیلم به كالیفرنیای جنوبی رفتم و در دانشگاه UCLA كه از دانشگاههای بسیار معتبر در زمینه آهنگسازی فیلم و رهبری موسیقی فیلم است ثبت نام كردم. در همان دوران تحصیل به عنوان دستیار رهبر اركستر سمفونیك Cota كه روابط فرهنگی خوبی با دانشگاه UCLA داشت، انتخاب شدم. به مدت یكسال در این سمت بودم و پس از آن، پیشنهاد مدیریت رهبری آن اركستر را به مدت ۵ سال پذیرفتم . پس از پایان ۵سال تصمیم گرفتم كه رهبری اركستر را به صورت رهبر میهمان و با اركسترهای مختلف دنیا ادامه دهم.


در حال حاضر هم برای رهبری قطعات موسیقی كلاسیك و رهبری موسیقی فیلم از سوی دولتهای مختلف دعوت می شوم. به عنوان مثال، دو سال پیش، كمپانی دیسنی، هفتادو پنجمین سال تأسیس خود را در خاوردور جشن گرفت و برای این جشن از من دعوت شد كه كنسرتی از موسیقی كارتون و فیلمهای دیسنی را رهبری كنم. به این صورت كه بر پرده سینما، فیلم و كارتونهای دیسنی به نمایش درمی آمد و من روی صحنه، یك اركستر زنده ـ حدود ۹۰ نوازنده و ۱۰۰ خواننده كر ـ را رهبری می كردم (بخشی از زندگی شهرداد روحانی به روایت خود اشان)


 


آقاى روحانى، به نظرتان عجیب نیست كه در ایران، هنرى منچینى فقط به عنوان سازنده موسیقى متن كارتون «پلنگ صورتى» شناخته شده است؟



حداقل خوب است كه در همین حد او را مى شناسند. البته منچینى قطعات بسیار زیادى براى اركستر سمفونیك نوشته و نوازنده فلوت بسیار ماهرى هم بوده است اما بیشتر به عنوان آهنگساز فیلم شناخته شده است.


 كار كردن با منچینى یكى از تجربه هاى بسیار خوب من بود. منچینى شخصیت بسیار خوبى داشت. به شاگردان مستعد واقعاً كمك مى كرد. شاید مهمترین چیزى كه در كار با منچینى از او آموختم همین باشد كه امروز اگر یك دانشجو از من نظر مى خواهد، نظراتى مى دهم كه در آینده او تاثیرگذار باشد.



•آیا از لحن موسیقى منچینى هم مى توانیم در آثار شما ردى پیدا كنیم؟
فكر نمى كنم.



•چرا؟ چون موسیقى منچینى متمایل به جاز بود.
بله. البته ناخودآگاه طى سالیان دراز و در كوران شنیدن موسیقى مطمئناً از هر آهنگسازى تاثیر خواهیم گرفت. به خصوص من كه نسبت به یك نوع موسیقى هم تعصب ندارم و انواع موسیقى را مى شنوم. به نظر من هر موسیقى كه حرفى براى گفتن داشته باشد به هدف خود رسیده است.




•پس در واقع طولانى ترین دوره همكارى شما با منچینى بوده است. با جان ویلیامز چقدر ارتباط داشتید؟
من به موسیقى جان ویلیامز بسیار علاقه مند بودم. به همین دلیل تمام آثارش را تهیه كردم و آن موقع متوجه شدم كه جان ویلیامز فقط آهنگساز فیلم نبوده و قطعات سمفونى، كنسرتو و قطعاتى براى پیانو نوشته و حتى یك كنسرتو براى ویولنسل و اركستر نوشته كه «یویوما» یكى از بزرگترین نوازندگان ویولنسل دنیا قطعه ایشان را اجرا كرده است.


 من در زمان دانشجویى در كالیفرنیا قطعه اى نوشته بودم به نام «فانتزى براى ترومپت و اركستر سمفونیك» كه یك كپى از آن را به ویلیامز دادم و ایشان نظر بسیار مثبتى روى این قطعه داشت. من از موسیقى جان ویلیامز بسیار لذت مى برم، چون قدرت عجیبى در ساخت موسیقى تصویرى دارد.


 البته گاهى به او ایراد مى گیرند كه آثارش شبیه به هم است، ولى من این ایراد را قبول ندارم. زیرا در واقع كارگردانان و تهیه كنندگان از او مى خواهند كه با تم هاى مشابه موسیقى بنویسد، اما اگر تمام آثار ایشان را مطالعه كنید، مى بینید در ضمن آنكه آثار وى كاملاً با یكدیگر متفاوت است، در عین حال مى توانید بفهمید كه آهنگساز این آثار ویلیامز است. زیرا ویژگى هاى مشترك بسیار دارد.



•من طى چهار دوره اجراى شما با اركستر سمفونیك تهران متوجه شده ام كه شما بیشتر قطعاتى را انتخاب مى كنید كه كادانس و پایان قطعه پرطمطراق بوده و حجم صدایى آنقدر زیاد است كه واقعاً سالن را به لرزه درمى آورد. شاید البته دو استثنا هم باشد و قطعات آداجیوى باربر و موسیقى فیلم نجات سرباز رایان كه در اولین و سومین همكارى تان با اركستر سمفونیك تهران اجرا كردید از این كلیت مستثنا است.



<><><><><>
<><><><><>
<><><><><>

                                     050988.jpg    



البته من واقعاً قطعات را با این معیار انتخاب نمى كنم. اما به هر حال آغاز و پایان قطعه مهمترین بخش یك اثر است. ضمن آنكه شاید همین قطعه اى كه ما اجرا مى كنیم در اجراى دیگرى پایان قطعه آن حجم صدایى را نداشته باشد. چون در موسیقى تمام حالت ها نسبى است.


اجراى فورته استانداردى ندارد. رهبر اركستر آزاد است و اركستر هم از رهبر تبعیت مى كند. مهم این است كه كادانس آن تاثیر را در شنونده گذاشته باشد و همان طور كه مى گویید احساس كند كه سالن مى لرزد. این هدف من است و خوشحالم كه شما هم چنین احساسى را دریافت كردید.


 البته من محدودیت هایى از جمله شرایط سالن را هم مدنظر داشته باشم. اگر سالن من شرایط بهترى داشت دیوارها به معناى واقعى كلمه مى لرزید. چون هدف من این بود.


          



• آقاى روحانى براى اجراى بعدى اركستر سمفونیك تهران آیا از الان فكر كرده اید كه چه قطعاتى را براى اركستر انتخاب خواهید كرد؟ البته حتماً یك قطعه موسیقى فیلم خواهید داشت...
دقیقاً نمى توانم بگویم چون اركستر هم اكنون در حال تغییر و تحول است ولى در نظر دارم كه یك كنسرت را فقط به اجراى موسیقى فیلم اختصاص بدهم.



•با اخبارى كه طى سال هاى اخیر از شما شنیده ایم فكر مى كنم كه دیگر مایل نیستید تجربه مجددى با «یانى» آهنگساز یونانى داشته باشید. به خاطر دارم كه مى گفتید كنسرت آكروپولیس اگرچه تجربه بسیار موفقى بود اما شما به دلیل تنظیم و بازنویسى قطعات یانى بسیار به زحمت افتادید.
اینكه یانى اصولاً با دانش آهنگسازى بیگانه بود چندان مهم نبود اما آنچه كه مرا از تكرار این همكارى بازداشت وقت گیر بودن آن بود. رفتن به تور یعنى آنكه حداقل شش ماه براى آماده كردن قطعات وقت صرف شود چون تنظیم قطعات هم همان طور كه مى دانید به عهده من بود و نوشتن آنها مرا از كارهاى مورد علاقه ام باز مى داشت. مثل بودن با خانه و خانواده، كاركردن با اركستر سمفونیك تهران یا رفتن به اركسترهاى دیگر به عنوان رهبر مهمان.



•اما امروز كه ۱۰ سال از آن برنامه مى گذرد این همكارى را چگونه مى بینید؟
تجربه بسیار خوبى بود. یادم هست كه حدود دو سال پیش از كنسرت آكروپولیس و حدود سال ۱۹۹۲ تورى براى سرتاسر آمریكا داشتیم و ۵۲ كنسرت در ۵۲ شهر و با ۵۲ اركستر ظرف ۶۰ روز اجرا كردیم. دشوارترین كار این بود كه باید با ۵۲ اركستر كار مى كردم. ما حدود ظهر به شهر مى رسیدیم.


 از ساعت دو تا پنج بعدازظهر مى باید با آن اركستر براى اولین  و آخرین بار تمرین مى كردیم آن هم قطعاتى كه من مى شناختم ولى اركستر نمى شناخت. ساعت ۸ یا ۹ شب كنسرت اجرا مى شد و ما بعد از پایان كنسرت حدود ساعت ۱۲ نیمه شب مجدداً سوار اتوبوس مى شدیم و به سمت شهر بعدى كه حدود شش یا هفت ساعت از ما فاصله داشت حركت مى كردیم.


               


در واقع من باید اركستر را ظرف ۵/۲ ساعت آماده مى كردم. البته براى من تجربه خیلى خوبى بود و تعداد بسیارى از این قطعات در كنسرت آكروپولیس اجرا شد اما تماماً قطعاتى بود كه یانى ساخته بود و من تنظیم كرده بودم. این تور بهترین مدرسه بود كه رهبر اركستر را در یك كوران كارى قرار مى داد. من در این تور توانستم توانایى هاى خود را نه فقط به عنوان رهبر اركستر بلكه به عنوان تنظیم كننده قطعات نوازنده ویولن و پیانو و آهنگساز نشان دهم.


به جرات مى توانم بگویم كه ۹۰ درصد رهبران اركستر امروز شاید نوازنده خوبى نباشند و ۹۵ درصد آنان آهنگسازى نمى كنند. فاصله بین كنسرت آكروپولیس و كنسرت چین و تاج محل حدود چهار سال بود كه من در این مدت راه خودم را جدا كرده بودم و به دلیل تعهداتى كه داشتم همكارى مجدد را قبول نكردم و یك رهبر آمریكایى _ ارمنى را كه در تورهاى قبلى به عنوان مایستر اركستر انتخاب كرده بودم به یانى معرفى كردم.



•آقاى روحانى به عنوان آخرین سئوال شما پنجمین دوره همكارى با اركستر سمفونیك تهران را به پایان بردید. درباره اركسترى كه از سال ۱۳۲۲ تاسیس شده و تا امروز خود را كشانده چه نظرى دارید؟
بله این اركستر سال ۱۳۲۲متولد شده است اما اركستر سمفونیكى كه در محل سكونت من - شهر لس آنجلس- فعالیت مى كند از این اركستر جوان تر بوده ولى در همین عمر كوتاه خود بسیار خوب كار كرده چون از حمایت دولت بهره برده اما اركستر سمفونیك تهران ظرف همین چهار سال خیلى پیشرفت كرده و با یك برنامه ریزى صحیح مى تواند در مدت بسیار كوتاهى به یكى از اركسترهاى مطرح قاره آسیا تبدیل شود زیرا نوازندگان توانا، بااستعداد و علاقه مند دارد.


        

نوشته شده توسط رضا ساعت 07:01 ق.ظ موضوع مطلب :‌ تاریخچه و بیوگرافی ,

ویرایش شده در یکشنبه 1 بهمن 1385 و ساعت 09:01 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()